روايتهاي اسلامي از بزرگترين گياهشناسان مسلمان، در 1165 ـ 1166 يا 1171 ـ 1172، در اشبيليه زاده شد؛ در 1239 ـ 1240، در اسپانيا، احتمالاً در اشبيليه، درگذشت.
معلومات او در مورد گياهان ابتدا از مطالعهٴ مستقيم خودش ناشي شده بود، و به نظر ميرسد كه به گياهان به خاطر خود آنها علاقه داشت، نه براي خواص پزشكيشان. در اسپانيا و در طول تنگهٴ جبلطارق به مشاهدههاي گياهشناسي متعددي پرداخت. سپس در حدود 1217، عازم شرق شد، در شمال افريقا، مصر، و نقاط شرقيتر پژوهشهاي گياهشناسي را دنبال كرد و حج به جاي آورد. ملك سيفالدين عادل ايوبي (1199 ـ 1218)، كوشيد تا او را در قاهره نگه دارد، ولي نباتي فقط تا موقع گردآوري اجزاي لازم براي تهيهٴ ترياق (پادزهر) مورد نياز پادشاه توقف كرد، سپس عازم شام و عراق شد و در آن نقاط بسياري از گياهان را شناخت كه در مغرب وجود نداشت، سرانجام، (از راه سيسيل؟) به اسپانيا بازگشت.
وي شرح سفر خود را در كتاب الرَحْلة نوشت كه، اگر از روي قطعات باقيماندهٴ آن قضاوت كنيم، ابتدا دربارهٴ مشاهدات گياهشناسي اوست، مشاهداتي كه در بسياري موارد تازه است: ازجمله گياهاني كه در كرانههاي درياي سرخ ميرويند. دو كتاب ديگر بدو منسوب است:
شرح مفردات ديسقوريدس؛ رسالهٴ في تركيب اﻷٴدوية.
آثار او فقط از طريق منقولات فراوان شاگرد نامدارش ابن بيطار معروف است.
ابن بيطار
¿ فصل طب.
و. هندي
دربارهٴ شارنگاردارا و ناراهاري ¿ فصل طب.
ز. چيني
چائوجو ـ كوا
¿ فصل جغرافيا.
چئن جن ـ يو1
در حدود 1245، برآمد. گياهشناس چيني بود و در 1245، رسالهاي دربارهٴ قارچها2 نوشت كه در
1. Ch'en Jen-yü
2. Chün p'u